واریتـــــــــــــــــه
گفتـه هـا ، شنیـده هـا و دیـدنیهـای ایـران و جهـان
صفحه نخست        |        پروفایل مدیر وبلاگ        |        پست الکترونیک                     

 

Persianv.com At site

 


Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site



ارسال شده در: چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱:۳٧ ‎ق.ظ :: توسط : عین میم

 

58jdn4gn.jpg

متن و لینک دانلود آهنگ زیبا و احساسی " تکیه گاه "

شعر : هومن ذکایی

آهنگ ساز : تورج شعبانخانی

خواننده : ستار  ( از آلبوم شام آخر )


تکیه گاه

ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم

چون شب خاکستری سر در گریبانت نبینم

ای تو در چشمان من یک پنجره لبخند شادی

همچو ابر سوگوار این گونه گریانت نبینم

ای پر از شوق رهایی رفته تا اوج ستاره

در میان کوچه ها افتان و خیزانت نبینم

مرغک عاشق کجا شد شور آواز قشنگت

در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم

تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ

 

تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

 

قصه دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر

گریه دریاچه ها را تا به دامانت نبینم

کاشکی قسمت کنی غمهای خود را با دل من

تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم

تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ

تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ

تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم


لینک دانلود :

http://www.4shared.com/file/102498414/1e4bf076/Tekye_Gah__WwwDariushMasloobBlogfaCom_.html



ارسال شده در: یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ :: ۳:۳۳ ‎ب.ظ :: توسط : عین میم

Hotel  California

هتل کـــــــــــالیفرنیا

 

On a dark desert highway, cool wind in my hair

درآزاد راهی تاریک و سوت و کور ، خنکای باد لابلای موهایم

Warm smell of colitas, rising up through the air

هوا آکنده از بوی تند کالیتاس (نوعی مخدر گیاهی)
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light

در فاصله ای دور پیش رو ،نور لرزان چراغی را دیدم
My head grew heavy and my sight grew dim

سرم سنگین شد و چشمانم سیاهی رفت
I had to stop for the night

ناگزیر بودم که شب را توقف کنم
There she stood in the doorway

آنجا دختری در میانه در ایستاده بود
I heard the mission bell

صدای زنگ ورود به هتل را شنیدم
And I was thinking to myself

با خود در این فکر بودم
this could be heaven or this could be hell

که این می تواند بهشت باشد یا جهنم باشد
Then she lit up a candle and she showed me the way

سپس شمعی روشن کرد و راه را بمن نشان داد
There were voices down the corridor

پائین راهرو صداهائی بود
I thought I heard them say...

فکر می کنم که شنیدم می گفتند:
Welcome to the hotel California

به هتل کالیفـــــــــــــــرنیا خوش آمدی
Such a lovely place

چه جای دل انگیزی
Such a lovely face

چه صورت دوست داشتنی ای
Plenty of room at the hotel California

اتاقهای زیادی در هتل کالیفرنیا هست
Any time of year, you can find it here

تمام طول سال خواهید یافت
Her mind is tiffany-twisted, she got the mercedes bends

ذهن او بسان توری نازک پیچیده شده ای است، او صاحب این مرسدس است
She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends

پسرهای خیلی زیبائی را از آن خود کرده که دوست خطابشان می کند
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat

 وه ، که چگونه در حیاط پایکوبی میکنند ، تابستان گرم و دلچسب
Some dance to remember, some dance to forget

بعضی می رقصند که به خاطر بسپارند، بعضی می رقصند که فـــــــراموش کنند
So I called up the captain

سپس پیشخدمت را صدا زدم
’please bring me my wine’

لطفا" شراب مرا بیاورید
He said, ’we haven’t had that spirit here since nineteen sixty nine’
او گفت که از 1969 آن مشروب را اینجا نداشته ایم
And still those voices are calling from far away

و همچنان آن صدا ها از دور دست فریاد می زنند
Wake you up in the middle of the night

در نیمه های شب بیدارت می کنند
Just to hear them say...

تا بشنوی که می گویند
Welcome to the hotel California

به هتل کالیفرنیـــــــــــــــا خوش آمدی
Such a lovely place

چه جای دل انگیزی
Such a lovely face

چه صورت دوست داشتنی ای
They livin’ it up at the hotel California

آنها به خوشی در هتل کالیفرنیا روزگار را می گذرانند
What a nice surprise, bring your alibis

عذر تو چه تصادف جالبی را به دنبال داشت
Mirrors on the ceiling,

آینه های روی سقف
The pink champagne on ice

شامپاین عالی در (ظرف) یخ
And she said ’we are all just prisoners here, of our own device’
دختر گفت که ما با میل خود در اینجا زندانی هستیم
And in the master’s chambers,

در اتاق رئیس هتل
They gathered for the feast

برای جشن دور هم جمع شدند
The stab it with their steely knives,

با چاقوهای فلزی خود ضربه می زدند
But they just can’t kill the beast

اما قادر به کشتن آن شریر نبودند
Last thing I remember, I was

آخرین چیزی که به یاد می آورم
Running for the door

در حال دویدن به سوی در بودم
I had to find the passage back

می بایست راه برگشت
To the place I was before

به جائی که قبلا" بودم را پیدا می کردم
’relax,’ said the night man,

مسئول شب گفت : آرام باش
We are programmed to receive

ما برای پذیرایی شدن اینجا هستیم
You can check out any time you like,

شما می توانید هر زمان که مایلید قصد رفتن کنید
But you can never leave!

اما هرگــــــــــــز نمی توانید اینجا را ترک کنید


لینک دانلود :

http://rapidshare.com/files/214481880/Eagles-Hotel_California.mp3



ارسال شده در: شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸ :: ٧:٤٦ ‎ب.ظ :: توسط : عین میم

 



ارسال شده در: شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ :: توسط : عین میم

آل پاچینو :

پدر خوانده ... بعداز ظهر سگی

 

مارلون براندو :

پدر خوانده ...

 

کلینت ایستوود :

خوب، بد ، زشت ...

 

جک نیکستون :

درخشش

 

آنتونی هاپکینز :

سکوت بره ها

 

رابرت دنیرو :

پدر خوانده 2 ... راننده تاکسی ... روزی روزگاری در آمریکا

 

داستین هافمن :

پاپیون ... کابوی نیمه شب ... مرد بارانی

 

پل نیومن :

پاپیون

 

 

برای مشاهده تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب...

ارسال شده در: سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ :: ٤:٥٧ ‎ب.ظ :: توسط : رها

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

نتیجه:
آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟



ارسال شده در: سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ :: توسط : رها

می‌گویند فلانی مغز تجارت است؛ فلانی مغزش مثل ساعت کار می‌کندو...  آدم‌هایی که مغزشان حسابی کار می‌کند، به نظر شما مغزشان با دیگران چه تفاوتی دارد؟ مغزشان بزرگ‌تر است؟

اگر این‌طوربود،  باید وال باهوش‌ترین موجود دنیا می‌بود!



در ادامه با 20 واقعیت جالب مغزی، از همین دست، آشنا شوید:

 



ادامه مطلب...

ارسال شده در: شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ :: ٦:٤٤ ‎ب.ظ :: توسط : رها
 
اکسولوتل عجیب ترین ماهی دنیا که میخندد و دست و پا دارد
 

 



ادامه مطلب...

ارسال شده در: جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱:٢٦ ‎ب.ظ :: توسط : رها

دکتر وین دایر

Click Here Join Now - برای عضویت کلیک کنید


وین والتر دایر (Wayne Walter Dyer) در ۱۰ مه، ۱۹۴۰ در شهر دیترویت از توابع ایالت میشیگان، ایالات متحده در خانواده‌ای به خود متکی به دنیا آمد. او یک نویسنده و سخنران است. کتاب قلمرو اشتباهات شما در سال ۱۹۷۶ در حدود ۳۰ میلیون نسخه فروخت و جز یکی از بالاترین فروش کتاب‌ها در تاریخ شد. دایر در سال ۱۹۸۷ به عنوان بهترین سخنران ایالات متحده شناخته شد.



دایر در مائوی، هاوایی زندگی می‌کند. او تا کنون دوبار ازدواج کرده و هفت تا از هشت فرزندش را از همسر دومش یعنی مارسلنه (Marcelene) دارد که عبارتند از شان، اسکای، سامر، سرنا، سندز، ساجی و مسن ترین دخترش از همسر سابقش تریسی نام دارد و همگی در فلوریدا زندگی می‌کنند.


Click Here Join Now - برای عضویت کلیک کنید

دکتر دایر می گوید که در زندگی خویش هر کاری را که می خواسته کرده و بعد از این هم خواهد کرد .

دکتر دایر بر نقطه ضعفهای شخصیتی خویش بطور کامل غلبه کرده است ، آنچنان که می تواند خستگی ، سرماخوردگی و حتی دردهای خود را نیز با نیروی اراده بر طرف کند .

دکتر دایر استدلال می کند که :« بیشتر مردم از قدرت مغز خویش آگاهی ندارند . در حالیکه مغز انسان قادر بوده این همه کار در جهان انجام دهد ، یقیناً می تواند کلیه نقطه ضعفهای شخصیت خویش را از بین ببرد .»

 



ادامه مطلب...

ارسال شده در: پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ :: توسط : رها

 

برای دانلود فایل ویدئوئی اینجــــــــــــــــــا کلیک کنید


برای دانلود فایل MP3  اینجـــــــــــــــــــا کلیک کنید



ارسال شده در: چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ :: توسط : عین میم

تبریکی از اعماق وجود

به تمام کسانی که مهندسی را درک کردند، به تمام کسانی که پلی ساختند از انتهای بن بست کوچه ی رفاه تا بیکران، به تمام کسانی که خود را شبانه روز وقف کردند تا همگان شبانه روزی روشن داشته باشند، به تمام کسانی که لذتش را فهمیدند نه آنان که تنها به نامش خوانده شدند...

 

 (برای مهندسین بن بستی وجود ندارد. آنان یا راهی خواهند یافت٬ یا راهی خواهند ساخت...)

 

 

 



ارسال شده در: چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ :: ۸:٢٤ ‎ق.ظ :: توسط : رها

* جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

* اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.
 
* رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
* ٨ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.
 
* ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.
 
* تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.
 
* شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.
 
* حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
 
* کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.
 
* زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.
 
* در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.
 
* شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.
 
* وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش..... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.
 
* دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.
 
* با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.
 
* بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.
 
* انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.
 
* موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.
 
* مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.
 
* سرعت عطسه یک انسان برابر است با 160 کیلومتر در ساعت
 
* آب دریا بهترین ماسک صورت است !
 
* چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگا پیکسل عمل می کند !
 
* 90% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !
 
* مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید !
 
* جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !


ارسال شده در: سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ :: ۸:٠٥ ‎ب.ظ :: توسط : رها
هنـــــــــر ... خلاقیــــــــت ... ظــــــــرافـــــــــــت


مجسمه
مجسمه
 
«آدمک‌های کوچک» هنر خیابانی مورد علاقه Slinkachu است، او در مکانهای عمومی ‌شهر لندن این آثار را به وجود می‌آورد. این اثر هنری او «ابرقدرت» نام دارد.
 
 
مجسمه اباما و خانواده اش
 
مجسمه اباما
 
«ویلارد ویگان» را خالق کوچکترین مجسمه‌های جهان می‌نامند. او مجسمه بالا را داخل سوراخ یک سوزن خیاطی ساخته است! و برای ساختن مجسمه اباما و خانواده‌اش واقعا سختی کشیده است! او برای خلق یک اثر معمولا چندین ماه وقت صرف می‌کند، و برای تراشیدن این شکلها از یک تیغ جراحی و نیزه‌هایی مخصوص برای تراشیدن طلا استفاده می‌کند و برای سهولت کار  آنها را روی سر سنجاق نصب می‌کند. برای رنگ کردن کارها هم از یک موی کنده شده از پروانه‌های مرده استفاده می‌کند (البته این پروانه حتما باید به مرگ طبیعی مرده باشد!، وگرنه او از کشتن پروانه‌ها به خاطر خلق اثر هنری اش اجتناب می‌کند).
 
 
مجسمه
 
 
استیون بکمان کسی که با خلال دندان شاهکار می‌آفریند، او نسخه مینیاتوری پل Golden Gate سان فرانسیسکو را با خلال دندان ساخته است. او برای ساختن این اثر فقط از یک خلال دندان و چسب استفاده کرده است.

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب...

ارسال شده در: سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ :: ۳:٢٠ ‎ب.ظ :: توسط : رها

تقدیم به دوستداران سالوادور دالی

 

DaliAngelus.jpg

 

DaliLaocoon.jpg

 

Destino.jpg

 

Face.jpg

 

DaliAphKnidos.jpg

روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب...

ارسال شده در: سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ :: توسط : عین میم

ایمان پاک نهاد

در میان 10 سالی که از مرگ احمد شاملو می گذرد، سالی که گذشت پرحادثه ترین سال برای خانه سفید دهکده بود.

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب...

ارسال شده در: سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱:٤٦ ‎ق.ظ :: توسط : رها

اتومبیل مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبور شد همانجا به تعویض

لاستیک بپردازد. هنگامیکه سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی پیچ های چرخ که در کنار ماشین

بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب پیچ ها را برد.
مرد حیران مانده بود که چکار کند . تصمیم گرفت که ماشینش را همان جا رها کند و برای خرید پیچ چرخ برود. در

این حین، یکی از دیوانه ها که از پشت نرده های حیاط تیمارستان نظاره گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:

- از 3 چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک پیچ بازکن و این لاستیک را با 3 پیچ ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی.

 آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست می گوید و بهتر است همین کار

را بکند.  پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست. هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه

کرد و گفت:

- خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی ، پس چرا تو را توی تیمارستان انداخته اند  ؟

دیوانه لبخندی زد و گفت:

- من اینجام چون دیوانه ام ، ولی احمق که نیستم !!!ء



ارسال شده در: دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸ :: ٦:٢٦ ‎ق.ظ :: توسط : عین میم

کوبیسم cubism :

جنبش هنری که به سبب نوآوری در روش دیدن، انقلابی ترین و نافذ ترین جنبش هنری سده بیستم به حساب می آید. کوبیست ها با تدوین یک نظام عقلانی در هنر کوشیدند مفهوم نسبیت واقعیت، به هم بافتگی پدیده ها و تاثیر متقابل وجوه هستی را تحقق بخشند. جوهر فلسفی این کشف با کشفهای جدید دانشمندان- به خصوص در علم فیزیک- همانندی داشت.
جنبش کوبیسم توسط "پیکاسو" و "براک" بنیان گذارده شد، مبانی زیبایی شناختی کوبیسم طی هفت سال شکل گرفت
(1914-1907) با این حال برخی روشها و کشفهای کوبیست ها در مکتبهای مختلف هنری سده بیستم ادامه یافتند. نامگذاری کوبیسم(مکعب گرایی) را به لویی وُسِل، منتقد فرانسوی نسبت می دهند، او به استناد گفته ی ماتیس در باره ی « خرده مکعب های براک» این عنوان را با تمسخر به کار برد، ولی بعدا توسط خود هنرمندان پذیرفته شد.
کوبیسم محصول نگرشی خردگرایانه بر جهان بود. به یک سخن، کوبیسم در برابر جریانی که رمانتیسم دلاکروا، گیرایی حسی در امپرسیونیسم را به هم مربوط می کرد، واکنش نشان داد و آگاهانه به سنت خردگرا و کلاسیک متمایل شد. پیشگامان کوبیسم مضمونهای تاریخی، روایی، احساسی و عاطفی را وانهادند و عمدتا طبیعت بیجان را موضوع کار قرار دادند. در این عرصه نیز با امتناع از برداشتهای عاطفی و شخصی درباره چیزها، صرفا به ترکیب صور هندسی و نمودارهای اشیا پرداختند. آنان بازنمایی جو و نور و جاذبه ی رنگ را – که دستاورد امپرسیونیستها بود – از نقاشی حذف کردند و حتی عملا به نوعی تکرنگی رسیدند. با کاربست شکلهای هندسی از خطهای موزون آهنگین چشم پوشیدند و انگیزشهای احساسی در موضوع یا تصویر را تابع هدف عقلانی خود کردند.
شاید مهمترین دستاورد زیبایی شناختی کوبیستها آن بود که به مدد بر هم نهادن و درهم بافتن تراز ها(پلانها)ی پشتنما نوعی فضای تصویری جدید پدید آوردند. در این فضای کم عمق، بی آنکه شگردهای سه بعد نمایی به کار برده شود، حجم وجسمیت اشیا نشان داده شد.

picasso_3musicians1921.jpg

روی ادامه مطلب کلیک کنید

 



ادامه مطلب...

ارسال شده در: شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ :: ۸:٤٧ ‎ب.ظ :: توسط : عین میم

«گنجشکهایی که لای درز آجرهای ریخته لانه کرده بودند نیز از شدت گرما خاموش بودند و چرت میزدند؛ فقط صدای ناله سگی فاصله به فاصله سکوت را میشکست..»

"همه محض رضای خدا او را کتک میزدند و به نظرشان خیلی طبیعی بود ، سگ نجسی را که مذهب نفرین کرده بود و هفتا جان دارد برای ثواب بچزانند."

 

برای دانلود فایل صوتی اینجـــــا کلیک کنید



ارسال شده در: شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱:۳٤ ‎ب.ظ :: توسط : عین میم
درباره وبلاگ
عین میم
آن روز که دفتر ایام به زیان تو ورق می‌‌خورد و زندگی بر تو سخت می‌‌گیرد شکیب‌آر و بردباری پیشه کن. آن کس را که شوق دعا عطا کرده‌اند هیچ‌گاه از اجابت ناامید نمی‌‌شود. دوست خوبم وقتی که یک نگاه، یک لبخند، حتی یک سلام می‌‌تواند قلبی را به وجد آورد چرا مهربانی نکینم.
نويسندگان
RSS Feed